tile

بخش نخست: جغرافیا





ايران به معني سرزمين قوم آرياست. آرياييان اقوام سفيدپوستي بودندکه حدودسه هزار سال پيش ازميلاد مسيح از سرزمين اصلي خود به آسياي مرکزي مهاجرت کردند و طي هزارو پانصد سال اندک اندک از آن جا به سوي غرب وجنوب گسترش يافتند. دسته اي از آنان در درّه رود سِند و بخشي از هندوستان جاي گرفتند و گروهي ديگر باگذشتن از کوه هاي قفقاز راه خودرا تا اروپا ادامه دادند. دراين ميان، طوايفي از آرياييان نيز از گذرگاه هايي دردوسوي درياي خَزَر به سرزمين هاي جنوبي راه جستند و در پهنه ايران سکونت گزيدند.

پيش از آرياييان درنواحي غرب و جنوب غرب ايران کنوني مردمي متمدّن مي زيستند که برخي آثار باستاني از ايشان به دست آمده است. امّا مهاجرين آريايي توانستند تمدّن و فرهنگ بوميان را جذب کنند و به قدرتي بزرگ و يک پارچه تبديل شوند. از آن پس جايگاه آرياييان «ايران» خوانده شد.

نام ايران دردوره هاي مختلف تاريخ اندک تغييرهايي کرده است. ساسانيان به آن «ايرانشهر» مي گفتند. اروپاييان نيز به تقليد ازنوشته هاي يوناني، که بيشتر مربوط به زمان هَخامَنِشيان است، ايران را پرس(Perse) يا پرشيا(Persia) مي ناميدند که نام بخشي از ايران يعني فارس است. امّا ازسال1935، به درخواست دولت وقت، نام کشور درنوشته ها، مکاتبات و در اسناد بين المللي همه جا ايران ذکر شده است.

فلات ايران

فلات(نَجد) ايران بزرگ سرزمين وسيعي به مساحت حدود دو ميليون و ششصدهزار کيلومتر مربّع درآسياي جنوب غربي است. اين فلات بين رودهاي جيحون (آمودريا) در شمال شرقي، کورا در شمال غربي، سِند درجنوب شرقي و دِجله درجنوب غربي قراردارد. فلات پامير درمشرق، فلات ارمنستان و آسياي صغير(ترکيه) و دشت بين النهرين (سرزمين ميان دو رود دِجله و فُرات)درمغرب، کوه هاي قفقاز و درياي خزرو جلگهءفرارود یا ماوراءالنهر (سرزمين هاي ميان رود جيحون و سيحون يا سيردريا) درشمال و شمال شرق و خليج فارس ودرياي عُمّان درجنوب، محدوده طبيعي فلات ايران را مشخّص مي کند. ايران امروز با مساحتي نزديک به يک ميليون و ششصدو چهل و هشت هزار کيلومترمربّع بخشي از اين فلات است.

سرتاسر شمال فلات ايران را رشته کوه هاي البرز فرا گرفته است که از آرارات، درکوه هاي قفقاز درغرب ايران، تا هندوکُش در شمال افغانستان و از آن جا تا هندوستان ادامه دارد. اين ديوار طبيعي سدّي است که جز در دو نقطه راه ورود به داخل نَجد ايران را مي بندد. يکي از اين دوشکاف طبيعي، درناحيه کوهستاني غور و درمسير رود جيحون قرار دارد، جائي که شهر بزرگ و تاريخي بَلخْ نزديک آن ساخته شده است. درنيمه هزاره دوّم پيش ازميلاد مسيح شاخه اي از اقوام آريايي از اين راه به نَجد ايران رخنه کردند ودردرّه هاي حاصلخيز سرزميني که خراسان بزرگ ناميده مي شود سکونت گزيدند. شکاف ديگر درغرب درياي خَزَر واقع شده است، جائي که رشته کوه هاي البرز در آذربايجان به کوه هاي زاگرُس نزديک مي شود. رشته کوه هاي زاگرُس از شمال غربي به جنوب شرقي، درمسيرسواحل خليج فارس و درياي عُمّان به صورت چين خوردگي هاي موازي قرارگرفته است. درّه هاي اين قسمت، که در بعضي نقاط حدود100کيلومتر درازا و 10 تا 20 کيلومتر پهنا دارد، از چراگاه هاي سرسبز ودرختان جنگلي کهن پوشيده شده است. گرماي تابستان دراين درّه ها مردم منطقه را، که به گلّه داري و پرورش اسب اشتغال دارند، ناچار مي کند که به نواحي کوهستاني وخنک کوچ کنند. بدين ترتيب، طبيعت بخش بزرگي از مردم اين نواحي را به چادرنشيني ناگزير کرده است. در قسمت مرکزي زاگرُس، که لُرستان کنوني در آن قراردارد، اقوام کاسي در هزاره دوّم پيش از ميلاد به بابِل دردشت بين النهرين حمله بردند و بيش از پنج قرن برآن حکومت کردند.

آذربايجان، که در زاويه دو رشته کوه هاي البرز و زاگرُس قرارگرفته، منطقه اي است حاصلخيز و پُرجمعيت و به واسطه موقع طبيعي و وجود بريدگي هاي متعدّد درنواحي شمال و شمال غربي و شرقي آن، محلّ رفت و آمد بسيار بوده است. ازطريق اين جادّه ها نخستين مهاجران آريايي به ايران وارد شدند و به تدريج به تشکيل پادشاهي هاي مقتدر ماد و هَخامَنِشي و ايجاد فرهنگي پويا و ماندگار توفيق يافتند.

امّا درطول تاريخ، ازاين دوگذرگاه مهم، يکي درخراسان بزرگ و ديگري درآذربايجان، اقوام مهاجم بسيار نيز به ايران حمله آورده و موجب کُشتار و ويراني و بروز بدبختي هاي بزرگ شده اند. اين گذرگاه ها از نظر داد و ستدميان چين و سواحل مديترانه نيز داراي اهميّت بوده است. دو جادّه مهمّ بازرگاني که سرزمين هاي شرق و غرب جهان متمدّن گذشته را به يکديگر مي پيوست از اين راه ها مي گذشت.

عامل ديگري که جايگاه فلات ايران را در تاريخ جهان برجسته مي کند وجود اقوام بيابانگرد نيمه وحشی است که پيوسته از آسياي مرکزي به سوي کشورهاي پيشرفته و ثروتمند درحرکت بودند. جلوگيري از نفوذ و تسلّط اين اقوام يکي از مهمترين هدف هاي نظامي و دفاعي کشورهاي متمدّن و مقتدر جهان باستان بود. از اين رو، با دربندهاي عظيم آهنين از اين دوشکاف در زره طبيعي فلات ايران شب و روز پاسداري مي شد. درزمان شاهنشاهي ساسانيان، امپراتوري مقتدر روم سالانه مبالغي هنگفت براي نگهداري اين دو دربند مي پرداخت.

پس از حمله اعراب و درهم ريختن اساس گذشته، طوايف آسياي مرکزي به تدريج به درون ايران راه جستند. حمله ويرانگر و خونبارمغول و تيمور به ايران، و پيش از آن پيشروي هون ها و آتيلا دراروپا، درقرن هاي چهارم و پنجم ميلادي، تحقّق کابوس هراسناکي بود که صدها سال خواب شاهنشاهان و امپراتوران ايران و روم را مي آشفت.

درناحيه غرب وجنوب غربي فلات ايران نيز منطقه آسيب پذير کرمانشاهان و دشت خوزستان واقع شده که بسياري ازحمله هاي مهم به ايران از آن جا صورت گرفته است. حمله اسکندر، حمله اعراب، جنگ و گريزهاي طولاني سپاهيان عثماني و ورود قواي بيگانه به ايران درجنگ هاي بين الملل اوّل و دوّم، از اين گذرگاه بوده است. اين برخوردها، هربار به نوعي، نظام اجتماعي و سياسي و اصول اعتقادي و فرهنگ مردم ايران را دستخوش دگرگوني هاي اساسي کرد. اين منطقه در داد وستد علمي و فرهنگي و بازرگاني ايران با جهان متمدّن نيز سهم بزرگي داشته است.

ضلع سوّمِ نَجد ايران را کوه هاي ناحيه مُکران مي پوشاند که ازراه بندرعباس، و جادّه اي که از بلوچستان به طرف مشرق تا کُويته در پاکستان مي رود، با خارج ارتباط دارد. ايالت سيستان باموقع ويژه خود دراين منطقه قرار گرفته است. اين سرزمين در اَوِستا زَرَنک يا زَرَنکا ناميده شده امّا مقارن حکومت مادها سَکاها که از اقوام آريائي بودند دراين سرزمين جا گرفتند و نام خودرا به آن دادند. سَکِستان، سَجِستان يا سيستان از کانون هاي بزرگ فرهنگي ايران باستان است. شاهنامه، حماسه ملّي ايران، سخن از داستان هاي پهلوانان اين سرزمين گفته و زَرتُشت، پيامبر نور و راستي، کتاب خود اَوِستا رابه زبان مردم اين ناحيه آورده است. سيستان از ديرباز راه مبادله هاي بازرگاني و فرهنگي گسترده اي با هند و گذرگاه کشورگشايان و ماجراجويان بسيار بوده است.

بخش مرکزي نَجد ايران سرزميني خشک و بي آب وعلف است که در شمال آن دشت کوير با جلگه هايي باتلاقي و نمکزار قراردارد. دربرخي از بخش هاي دشت کوير که نمکِ کمتري دارد امکان زندگي محدود پديد آمده است. امّا بخش جنوبي منطقه که کويرلوت خوانده مي شود به طورکلّي اززندگي تهي است و کمترکسي جرأت گذشتن از آن را به خود داده است. بدين ترتيب، فلات ايران بزرگ سه گوشه اي است که رأس آن در ناحيه آذربايجان قراردارد و قاعده آن خطي فرضي است که سرچشمه رود جيحون را به رودخانه سِند و درياي عُمّان امتداد مي دهد. اين پهنه وسيع از نظر موقع جغرافيايي چهارراه برخورد اقوام و ملل گوناگون بوده و اين خود درتاريخ و فرهنگ مردم اين مرز و بوم تأثيري عميق و همه جانبه برجاي گذاشته است.

موقعیت و وسعت

سرزمين ايران با مساحتی حدود یک ملیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع در نيمه جنوبي منطقه معتدله شمالي در قاره آسيا، بين مدارهاي 3/25 و 47/39 شمالي و5/44 تا18/63 شرقي از نصف النهار گرينيچ، واقع شده است. جنوبي ترين نقطه ايران بندرگَواتِر درکرانه شمالي درياي عُمّان و شمالي ترين نقطه آن دامنه کوه هاي آرارات است. در شرقي ترين نقطه ايران کوهَک در مرز پاکستان و درغربي ترين آن بازرگان درمرزترکيه قرار دارد. ايران درمقايسه با کشورهايي مانند روسيه، ايالاتِ متّحد آمريکا، برزيل، کانادا، استراليا و هندوستان سرزميني کوچک است. امّا دربرابر کشورهاي اروپاي غربي وشرقي و کناره شرقي مديترانه کشوري بزرگ به شمار مي رود.

ايران درمنطقه خاورميانه واقع شده است. اين منطقه در جهان امروز واجد اهميت سياسي، نظامي و اقتصادي خاص است، زيرا نه تنها ميان سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا قرار دارد بلکه بزرگترين دارنده و توليدکننده نفت درجهان است. راه هاي عمده آبي اين منطقه يکي درياي سرخ(بحراَحْمَر) است، که درياي مديترانه رابه اقيانوس هند مربوط مي کند، وديگري تنگه هرمز، ميان خليج فارس ودرياي عُمّان، که ازآن راه نفتکش هاي بزرگ نفت منطقه را به ژاپن، اروپاي غربي، آمريکا، و بسياري کشورهاي ديگرمي برند.

درميان کشورهاي خاورميانه، ايران به سبب موقع جغرافيايي، جمعيّت، معادن و منابع طبيعي خود اهمّيت ويژه اي داشته و نيز، به عنوان راهي براي دستيابي به آب هاي گرم و راه هاي بازرگاني، سالياني دراز آماج تهاجم روسيه تزاري و اتّحاد جماهير شوروي سابق بوده است.

مرزها

ايران به سبب موقع جغرافيايي خود در گذشته غالباً آماج تاخت و تاز همسايه هاي خويش بوده است. دراين برخوردها ايران گاه براقوام مهاجم پيروز شده و وسعت يافته و گاه مغلوب آنها شده و پاره پاره گرديده است. نخستين فرمان روايي يکپارچه در تاريخ ايران پادشاهي مادهاست که شامل همدان، آذربايجان، کردستان، و کرمانشاه فعلي بود. در زمان پادشاهي هووَخشَتَرَه (سده ششم پيش از ميلاد) مرزهاي ماد تا رودخانه هاليس (قِزِل ايرماق) گسترش يافت و از مشرق به باختر (بَلْخ) و جيحون رسيد.

هَخامَنِشيان وسيع ترين شاهنشاهي و گسترده ترين مرزهاي تاريخي ايران را پديد آوردند. قلمرو ايشان بخشي بزرگ از سرزمين هاي متمدّن آن زمان را در برمي گرفت. فرمان روايي هَخامَنِشيان از اقيانوس هند تا درياي اِژِه و ازشمال رودخانه سِيحون تا مصردر آفريقا گسترش داشت. باحمله اسکندر، در334 پيش از ميلاد، مصرازخاک ايران جداشد. امّا با تشکيل دولت اشکانيان دگربار ايران قدرت و وسعت گذشته را بازيافت. حدود قلمرو اشکانيان را نمي توان با دقّت مشخّص کرد، زيرا جنگ هاي پي درپي موجب تغيير هميشگي مرزها بود. با اين همه، دردوران عظمت اشکانيان حدود ايران در شمال به رود سِيحون و درياي خَزَر تا کوه هاي قفقاز، از مشرق به کوه هاي هندوکُش و حدود پَنجاب و از جنوب به درياي عُمّان وخليج فارس مي رسيده است. مرزغربي اشکانيان به سبب جنگ هاي دائم با امپراتوري روم پيوسته در تغيير بود امّا کم و بيش تا آن سوي رود فرات کشيده مي شد.

ساسانيان اغلب با امپراتوري روم در نبرد بودند و پيوسته مناطقي درشمال غرب کشور بين آنها دست به دست مي گرديد. حدود قطعي مرزها درعصرساساني شامل تمام ماوراءالنهر تا شمال شرقي باختر (بَلْخ) و سيستان و افغانستان امروز بود. کوه هاي سليمان و هندوکُش دراين زمان مرز ايران به شمار مي رفت. درجنوب، خليج فارس و درياي عُمّان قرار داشت. درشمال، ارمنستان وحيره جز و ايران بود و تمام قفقاز و گرجستان و اَران در درون مرزهاي شاهنشاهي قرار داشت.

اسناد ومدارک به دست آمده نشان مي دهد که قلمرو ايران، درزمان ساسانيان، دربعضي نواحي هندوستان، يعني درّه رود سِند و پَنجاب، تا دروازه دِهلي و تاحوالي بَمبَئي نيزگسترش داشته است. درزمان شاپور دوّم به علّت هجوم اقوام بيابانگرد شمالي مانند هون ها اين سرزمين ها از تصرّف ايران خارج گرديد. امّا بارديگر خسرو انوشَروان با سرکوب این اقوام توانست وسعت ايران را به حدّ پيشين برساند.

باحمله اعراب و سقوط شاهنشاهي ساسانيان و تشکيل خلافت، ايران ديگرازخود حکومت مستقلّي نداشت تا آن که از آغاز قرن سوّم هجري(نهم ميلادي) به تدريج خلافت بني عبّاس ضعيف شد و حکومت هاي ايراني با اعلام مرزهاي مستقلّ سياسي درايران پا گرفتند.

مرزهاي ايران پس از اسلام

نخستين حکومت مستقلّ ايراني پس از اسلام را صفّاريان تشکيل دادند که وسعت ِقلمرو آنان در دوران عظمت شان از مشرق به رود سِند و ازشمال شرقي به رود جِيحون مي رسيد. درشمال تمام خراسان، گرگان و طبرستان، در شمال شرقي ترکستان تا مرزهاي چين و، درجنوب، کرمان و فارس و سيستان در قلمرو حکومت صفّاريان قرار داشت.

مرکز اصلي سلطنت سامانيان درفرارود{ ماوراءالنهر} بود و قلمرو ايشان همه این سرزمين ها، خراسان، سيستان تا شاخه هاي غربي رود سِند، گرگان، طبرستان، ري، طوس (دامغان) و کرمان را در برمي گرفت. در بخش شمال شرقي، ترکستان تا مرزهاي چين متعلّق به حکومت ساماني بود.

آل زيارحکومتي محلّي و محدود تشکيل دادند. مَرداويج که مؤسّس خاندان زياري بود، درمدّت کوتاهي طبرستان، قزوين، همدان، کاشان، گلپايگان، اصفهان و اهواز را به تصرّف خود درآورد و درآرزوي تاجگذاري در تيسفون به دست غلامان ترک در حمّام کشته شد. آل بويه ولايات مرکزي وغربي ايران را تا بغداد به تصرّف خود درآوردند. قلمرو آنان به چهار بخش تقسيم شده بود: میان رودان{بین النهرین}، فارس و خوزستان، کرمان، و ناحيه جبال، شامل شهرهاي ري، همدان، اصفهان و بخشي از آذربايجان.

غَزنَويان سرزمين هاي صفّاريان و سامانيان را تصرّف کردند و سلطان محمودغَزنَوي آذربايجان، طبرستان، خوارزم، سيستان و افغانستان تا گُجَرات هند را نيز تحت نفوذ خود درآورد. سلجوقيان کشوري وسيع و مقتدر تشکيل دادند. قلمروِ حکومت آنان به وسعت قلمرو دوره ساسانيان رسيد و گاه ازآن هم فراتررفت. نه تنها ايران که جزيره شام و آسياي صغير نيز در قلمرو ايشان بود. گفته اند که ازحَلََب تا کاشغَر اقليم سلطان سَنجَر بوده است. امّاپس از درگذشت اين سلطان قدرت حکومت مرکزي ازميان رفت و سرزمين ها تجزيه گرديد. خراسان به تصرّف خوارزمشاهيان درآمد و در فارس و آذربايجان دو سلسله ديگر به نام اتابکان به قدرت رسيدند.

خوارزمشاهيان، که ازاواخر قرن پنجم هجري(يازدهم ميلادي) تاحمله مغول به قلمروي وسيعي دست يافتند، مانندغَزنَويان وسلجوقيان ترک و ترکمن بودند. حکومت ايشان مرزهاي گستردهاي يافت و درشمال، آذربايجان، مازندران و فرارود و درغرب، همدان و کرمانشاه و، درجنوب، کرمان و خليج فارس تا تنگه هرمز را دربرگرفت. مرزشرقي قلمرو خوارزمشاهيان رودخانه سِند، فراسوي زمين هاي غور وغَرجِستان وسيستان و زابُلِستان بود.

حمله مغول دگرباره همه مرزها را دگرگون کرد. جانشينان چنگيز، با تشکيل حکومت هاي ايلخانان، سرزمين هاي وي را ميان خود تقسيم کردند. سرزمين هاي ايلخانان درايران درشمال شرقي به رود جِيحون، درجنوب شرقي به رودخانه هاي سِند و پَنجاب و در مغرب به رودخانه فُرات و متصرّفات روم شرقي محدود بود وگُرجِستان و دربند (حدود باکو) در ساحل غربي درياي خَزَر را نيز دربرداشت.

دراواخرحکومت ايلخانان، پس از درگذشت ابوسعيد بهادر، حکومت هاي محلّي قدرت گرفتند و تاحمله اميرتيمور برجاي ماندند. چوپانيان در آذربايجان و اَران و قسمتي از نواحي مرکزي ايران حکومت مي کردند. آل جلاير سرزمين هاي مرکزي ايران معروف به عراق عجم، آذربايجان و شروان را در اختيار گرفتند و آل مظفّر کرمان، اصفهان، يزد، فارس و خوزستان را درتصرّف داشتند. آل کُرت درنواحي شرقي وشمال شرقي ايران بودند و سَرْبِداران مدّتي ناحيه غربي خراسان (سبزوار) را گرفتند و طُغا تيموريان درگرگان و بخشي ازشمال خراسان، دامغان، سِمنان و فيروزکوه حکومت کردند. تيمورسرزمين هاي وسيعي از دورترين نواحي فرارود تامسکو و سواحل درياي مديترانه را گشود. جانشينان او ترکمانان قَراقويونلو، در آذربايجان، اَران، عراق عَجَم، عراق عرب، فارس، کرمان و ارمنستان حکومت کردند. ترکمانان آق قويونلوخود رابه مرز سرزمين هاي خلافت عثماني درغرب و گُرجِستان درشمال غرب رساندند.

باتأسيس سلسله صفوي براي نخستين بار پس از سقوط ساسانيان، ايران داراي حکومت مرکزي گرديد وحکومت هاي محلّي ازميان رفت. مرزهاي ايران در دوران شاه عبّاس بزرگ از شمال به جِيحون، درياي خَزَر و رشته کوه هاي قفقاز، از شرق به رود سِند، از جنوب به خليج فارس و درياي عُمّان، و از غرب به جلگه میان رودان{بین النهرین} رسيد. فتنه افغان ها وجنگ هاي ايران و عثماني و هجوم روسيه تزاري موجب شد که بخشي ازخاک کشور، از دربند قفقاز تا مازندران، يک باره از ايران جدا شود و بارديگرخوزستان، لُرستان،زنجان،سلطانيه، خلخال واردبيل به تصرّف دولت عثماني درآيد.

درپايان دوره صفوي، نادرشاه افشار مردانه به پاخاست و با لشکرکشي هاي خود نه تنها سرزمين هاي از دست رفته را به خاک اصلي بازگرداند، بلکه ايران را در دوراني کوتاه به وسعتي بيش از وسعت آن در دوران هَخامَنِشيان رسانيد. نادرشاه تا دامنه هاي هيماليا پيش رفت و رود سِند بخشي از مرز جنوب شرقي ايران شد. وي در شمال غرب قفقاز را گرفت و سراسر ترکستان تا نواحي جنوبي سيبري به جز قِرقيزستان را گشود. امّا پس از کشته شدن نادرشاه نه ازسپاه بزرگ او اثري ماندو نه از فرماندهان کاردان آن. گردنکشان سر به شورش برداشتند. افغانستان و سرزمين هاي پَنجاب و سِند و سيستان و بخشي از خراسان از ايران جدا شد و گُرجِستان به تصرّف يکي ديگر از مدّعيان سلطنت درآمد.

با روي کارآمدن قاجاريه و تشديد رقابت ميان دولت هاي بزرگ انگليس، فرانسه و روسيه بر سر ايران، بخشي بزرگ از زمين هاي شمال غرب و شمال شرق کشور از سرزمين اصلي جدا شد. روسيه تزاري درضمن جنگ هاي ايران و روس قفقاز را تصرّف کرد وانگلستان براي حفظ هندوستان، که درآن زمان مستعمره آن کشور بود، افغانستان و بلوچستان را ازايران بريد.

دردوره پهلوي مرزهاي ايران در حد سرحدّات دوره قاجار تثبيت شد. قرارداد الجزاير،که در سال1975 با موافقت محمدرضاشاه پهلوي وصدّام حسين، مرد قدرتمند عراق، به امضا رسيد يکي از موارد مهمّ اختلافات مرزي ايران و عراق را حل کرد. بنابراين قرارداد، خطِّ مياني اروندرود بخشي ازمرز بين دوکشور شناخته شد. امضاي اين قرارداد پيروزي بزرگي براي ايران بود زيرا عبور آزاد کشتي هاي ايراني را در اين رود ممکن مي ساخت. با شروع جنگ ايران و عراق پس از انقلاب اسلامي، عراق يک جانبه اين قرارداد را لغو کرد، امّا پس از پايان يافتن جنگ قرارداد 1975 دوباره اعتبار يافت.

مرزهای کنونی

ايران درشمال با کشورهاي ارمنستان، آذربايجان (اَران سابق) و ترکمنستان، که درگذشته ازجمهوري هاي اتّحادجماهيرشوروي سابق بودند، هم مرز است. بخشي ازمرز شمالي ايران را درياي خزر و رودخانه ارس تشکيل مي دهد. بخشي از اين مرز که در مشرق درياي خَزَر قرار گرفته تا نقطه مرزي مشترک ميان ايران و افغانستان و ترکمنستان ادامه مي يابد. مرز شمالي ايران درحدود 643, 2 کيلومتراست. ازسمت شرق ايران با کشورهاي افغانستان و پاکستان هم مرز است. خط مرزي ايران و افغانستان درحدود 945کيلومتراست و مرز ايران و پاکستان درحدود987 کيلومتر طول دارد. از سوي غرب ايران با کشورهاي ترکيه وعراق همسايه است. طول خط مرزي با ترکيه درحدود486 کيلومتر و با عراق درحدود609, 1 کيلومتر است. خط مرزي ايران و عراق بخشي از مرز قديمي ايران و عثماني است که درجنوب ازميان اَروَندرود آغاز مي شود، از دِهلُران و قصرشيرين مي گذرد و به نقطه مرزي ايران و عراق و ترکيه مي پيوندد. بين ايران و عراق درمورد اين مرز هميشه اختلافاتي وجود داشته است که اکنون بنا بر قراردادسال 1975 با تعیین خط میانی اروند رود حل شده است. خط ساحلي جنوب ايران به طول 880, 1 کيلومتر از خليج گَواتِر در درياي عُمّان آغازمي شود ازکرانه هاي شمالي اين دريا و خليج فارس مي گذرد و بخشي از اَروَند رود را در بر مي گيرد.

 

این بخش را در قسمت های زیر دنبال کنید:

جغرافیای طبیعی

جغرافیای اقتصادی

جغرافیا سیاسی