tile

پی نویس ها



1.صفي اصفياء فارغ التحصيل مدرسه پلي تکنيک و مدرسه معدن پاريس و استاد معدن در دانشگاه تهران، و از صاحب منصبان برجسته دولت در دوران پيش از انقلاب بود. ابتهاج، زماني که مديرعامل سازمان برنامه شد، مسئوليت طرح ها را به اصفيا تفويض کرد. اصفيا سپس معاون و رئيس سازمان برنامه شد. او همچنين مدت ها به عنوان وزير مشاور در امور اقتصادي خدمت کرد و در بسياري از زمينه ها حلال مشکلات دولت بود.

2. علينقي عاليخاني، دارنده دکتراي دولتي اقتصاد از دانشگاه پاريس، از 1962 تا 1969 وزير اقتصاد و از 69 تا 71 رئيس دانشگاه تهران بود. بسياري از برنامه هاي اقتصادي دولت در ارتباط با بخش خصوصي در زمان وزارت عاليخاني شکل گرفت.

3. رضا قطبي، استاد رياضي دانشگاه آريامهر، پايه گذار و اولين رئيس سازمان راديو- تلويزيون ملي ايران، مديرکل دربار، و از خويشان شهبانو فرح و نزديکان خانواده سلطنتي بود.

4. نصرت الله معينيان مدارج اداري را از سازمان راديوي ايران شروع کرد. درسال هاي بعد ابتدا وزير راه و سپس وزير اطلاعات شد، و از سال 1967 رئيس دفتر مخصوص شاهنشاهي شد.

5. اميرعباس هويدا خدمات دولتي را در وزارت خارجه آغاز کرد، سپس درشرکت نفت عضو هيئت مديره و مسئول اموراداري و درسال 1964، در کابينه حسنعلي منصور، به وزارت دارائي منصوب شد. او در ژانويه 1965، پس از ترور منصور، نخست وزير ايران شد. هويدا تا تابستان 1997، به مدت 5/12 سال، نخست وزير بود. در دوران انقلاب تصميم گرفت درايران بماند. پيش از انقلاب زنداني شد و پس از انقلاب به دست حکومت اسلامي کشته شد.

6. رضا نيازمند، متخصص امور معدن و مديريت صنعتي، سال ها در مقامات مختلف در صنايع دولتي و غير دولتي درايران خدمت کرد. او يکي از بنيانگزاران مديريت صنعتي درايران و سال ها رئيس سازمان نوسازي و گسترش صنايع درايران بود. نيازمند از سال 1972 تا 1975 مديرعامل مس سرچشمه بود و پس از آن به بخش خصوصي پيوست. نيازمند نويسنده اي زبردست است. کتاب رضا شاه، از تولد تا سلطنت، چاپ بنياد مطالعات ايران، از اوست.

7. اوپک (OPEC)، کوتاه شده سازمان کشورهاي صادر کننده نفت (The Organization Of Petroleum Exporting Countries) است که در سپتامبر 1906 با مشارکت پنج کشور، از جمله ايران، عربستان سعودي، ونزوئلا، کويت و عراق تاسيس شد و براي مدتي نقشي حساس در روابط نفتي جهاني ايفا کرد. تعداد اعضاي اوپک از زمان تأسيس افزايش يافته و اينک به 13 رسيده است.

8. هنري کيسنجر(Henry Kissinger)، متخصّص علوم سياسي و استاد دانشگاه هاروارد، در زمان رياست جمهوري ريچاردنيکسون مشاور رئيس جمهوري درمسائل امنيت ملي و سپس در دوره رياست جمهوري جرالد فورد وزير خارجه امريکا شد.

9. OECD ، سازمان همکاري و توسعه اقتصادي، کوتاه شده (Organization for Economic Cooperation and Development) است.

10. " تفاله" اتمي، يا سوخت مصرف شده "spent fuel"،سوخت هسته اي است که در رآکتورهاي اتمي مصرف شده و پس از مصرف، به دلائل مختلف آن را از رآکتور خارج مي کنند. اين مواد شديداً راديوآکتيو هستند. دراين مصاحبه دکتر اعتماد مفصلا ًراجع به تفاله ها و مساله ضبط آنها بحث مي کند.

11. سه سازمان ديگر عبارتند از دفتر انرژي اتمي سازمان برنامه، موسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي، و دانشگاه بوعلي سينا همدان. ضمنا اعتماد در تاسيس و شکل دهي به وزارت علوم و آموزش عالي از ابتدا مشارکت داشته و خود اولين معاون علمي و تحقيقاتي آن وزارت بود.

12. محمد سجادي از سياستمداران و صاحب منصبان قديمي بود. درسال 1306 به وزارت دِادگستري پيوست . درکابينه هاي مختلف تصدي چند وزارت، از جمله وزارت راه، آموزش، اقتصاد و دارائي را به عهده داشت. از تهران چند دوره به مجلس سنا انتخاب و در دوره هفتم انتصاب شد. در چند دوره معاون مجلس سنا بود.

13. مهندس جعفر شريف امامي، رئيس مجلس سنا، چند بار وزير و دوبار نخست وزير شد. ازجمله مشاغلش نيابت رياست بنياد پهلوي، رياست اطاق صنايع و معادن، رئيس هيئت مديره بانک توسعه صنايع و معادن، و نيز استادي اعظم لژ فراماسونري راه مي توان نام برد. دوره دوم نخست وزيري شريف امامي، پائيز 1357 (1978) مصادف با شتاب گيري جنبش انقلابي در ايران شد.

14. آژانس بين المللي انرژي اتمي درسال 1957 در ارتباط با سازمان ملل متحد تاسيس شد. دراين مصاحبه اعتماد راجع به سازمان و سياست ها و نقش آژانس به تفصيل بحث مي کند.

15. قرارداددوجانبه، bilateral agreement ، ازنوع قراردادهائي استکهکشورهايخواستارتکنولوژي هسته اي باکشورهاي داراي تکنولوژي اجباراً درچارچوب رژيم منع گسترش سلاح هاي اتمي(Nuclear Non Proliferation Regime) ، و يا خارج از آن، مي بندند و درآن تضييقاتي از نظر انتقال و کنترل تکنولوژي وجود دارد. در طي اين مصاحبه به تفصيل درباره آن گفتگو شده است.

16. هوشنگ انصاري ابتدا به عنوان وابسته مطبوعاتي و پس از چندي بازرگاني درسفارت ايران در ژاپن خدمت کرد. طي دهه ماقبل انقلاب چند بار به وزارت و سفارت رسيد. درسال آخر رهبر جناح سازنده حزب رستاخيز و رئيس هيئت مديره و مديرعامل شرکت ملي نفت ايران بود.

17. جيمي کارتر(Jimmy Carter) از سوي حزب دموکرات امريکا درسال 1976 نامزد رياست جمهوري شد، در نوامبر همان سال انتخاب شد و از ژانويه 1977 تا ژانويه 1981 رئيس جمهوري امريکا بود. کارتر و همکارانش براي جلوگيري از دوقطبي شدن نظام جهاني هسته اي و ارضاء نيازمندي هاي سياست امريکا برنامه اي به نام «طرح بين المللي ارزش يابي سيکل سوخت هسته اي» International Nuclear Fuel Cycle Evaluation Program (INFCEP) را ارائه کردند. در ماه مه 1977 به اصرار فرانسوي ها واژه پروگرام حذف و درنتيجه مخفف طرح به (INFCE) تبديل شد.

18. ويليام ساليوان (William Sullivan) از ماه ژوئن 1977 تا آوريل 1979 سفير امريکا درايران بود. ساليوان عضو رسمي وزارت خارجه امريکا بود و پيش از ماموريت به ايران در سمت هاي مختلف، از جمله سفير آمريکا در لائوس و فيليپين، خدمت کرده بود. او وقايع دوران ماموريتش در ايران را در کتابي به نام Mission to Iran شرح داده است.

19. اسکندر فيروز پس از اتمام تحصيلات در آمريکا و بازگشت به ايران همواره با سازمان ها و کانون هاي مربوط به شکار و حفظ محيط زيست در ارتباط بود. او براي مدتي معاون وزارت منابع طبيعي و معاون وزارت کشاورزي بود و سپس درسال 1975 به معاونت نخست وزير و رئيس سازمان محيط زيست منصوب شد.

20. جمشيد قراچه داغي فارغ التحصيل مهندسي سيستم ها از دانشگاه کاليفرنيا در برکلي است. او پيش از بازگشت به ايران در موسسه IBM به کار و تدريس مشغول بود. درايران در دانشگاه تدريس مي کرد و درسال 1968 مديرعامل سازمان مديريت صنعتي شد.

21. آموزگار پس از تحصيل در امريکا و اخذ دکتراي هيدروليک از دانشگاه کرنل به ايران بازگشت و سال ها درمناصب بالا از جمله به عنوان وزير راه، وزير کشاورزي، وزيردارائي، وزيرکشور، رئيس هيات اجرائي حزب رستاخيز، دبيرکل حزب رستاخيز و از تابستان 1977 تا تابستان 1978 به عنوان نخست وزير خدمت کرد. آموزگار هم چنين چندين سال نماينده ايران در اوپک بود.

22. عبدالمجيدمجيدي پس از پايان تحصيلات در فرانسه و بازگشت به ايران در بانک توسعه صنعتي آغاز به کار کرد و سپس در زمان ابتهاج به سازمان برنامه منتقل شد. او درسال 1966 معاون نخست وزير و رئيس دفتر بودجه شد و درسال هاي بعد به وزارت توليدات کشاورزي، وزارت کار و در سال 1972 به رياست سازمان برنامه و بودجه منصوب گرديد.

23. تقي توکلي، فارغ التحصيل مهندسي مکانيک از امريکا، ابتدا در کارخانه توکلي در تبريز مشغول به کار شد و سپس به بخش دولتي پيوست. از جمله مشاغل او مي توان از مديريت ماشين سازي تبريز، معاونت سازمان گسترش و نوسازي صنايع، مديريت عامل مس سرچشمه کرمان نام برد. او در کابينه جمشيد آموزگار وزيرنيرو بود.

24. امين عاليمرد سال ها استاد علوم اداري و سپس رئيس دانشکده علوم اقتصادي و سياسي در دانشگاه ملي ايران بود. او درسال 1974، در زمان وزارت کشور جمشيد آموزگار، معاون پارلماني وزارت کشور و سپس درسال 1975 دبيرکل سازمان امور اداري و استخدامي کشور شد.

25. محمد رضا امين پس از دريافت دکتراي فيزيک از دانشگاه کاليفرنيا در برکلي و بازگشت به ايران سال ها در زمينه هاي گوناگون علمي و صنعتي در بخش خصوصي و بخش دولتي خدمت کرد. از جمله مشاغل او مي توان از استادي دانشگاه اصفهان، معاونت بانک توسعه صنايع و معادن، رئيس دانشگاه آريامهر، مديرعامل صنايع ملي فولاد ايران نام برد. امين در دوران نخست وزيري جمشيدآموزگار وزير صنايع و معادن بود.

26. احسان نراقي پس از اخذ درجه دکتراي جامعه شناسي از دانشگاه سوربون درپاريس به ايران بازگشت و در دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد. از زمره مشاغل او مي توان از رياست موسسه علوم اجتماعي دانشگاه تهران، مشاورت اجتماعي شوراي عالي اقتصاد، و رياست مؤسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي نام برد. نراقي پس از انقلاب مدتي در زندان بود. پس از آزادي چندي درايران ماند و سپس به فرانسه رفت. در آنجا کتابي به نام « از کاخ شاه تا زندان اوين» نوشت که درآن از گفتگوهايش با شاه و شهبانو و نيز با عوامل جمهوری اسلامی سخن می گوید.

27. هوشنگ وزيري، روزنامه نگار و مترجم، با چند سازمان مطبوعاتي درايران همکاري داشت. آخرين شغل مطبوعاتي او درايران سردبيرخبري روزنامه آيندگان بود. پس از انقلاب وزيري به فرانسه رفت و درآنجا باسمت سردبير هفته نامه کيهان لندن مشغول به کار شد.

28. ارتشبد حسين فردوست همکلاسي و دوست قديمي شاه بود. او بعنوان رئيس دفتر ويژه نظامي شاه، معاون سازمان امنيت، و سپس از سال 1973 با سمت رئيس سازمان بازرسي شاهنشاهي نقشي عمده درسياست ايران ايفا کرد. فعاليت هاي او درسال هاي آخر انقلاب و پس از آن هنوز در هاله اي از ابهام قرار دارند. فردوست چندي پس از انقلاب، پس از اداي يک سلسله "اعترافات"، بوسيله جمهوري اسلامي اعدام شد.

29. ايران در نخستين سال هاي دهه هفتاد اين سده به جرگه کشورهائي پيوست که به دنبال توليد برق از انرژي اتمي بودند. دراين زمان صنعت اتمي از چند مرحله تحول گذشته بود، که مهمترين آن توليد بمب اتمي و استفاده از آن در جنگ بود. به جهت قدرت تخريبي فوق العاده اتم، در هرمرحله از تحول صنايع اتمي، شرايط و ضوابطي براي کنترل آن ايجاد شد که در طي زمان مداوماً پيچيده تر و گسترده شدند. نظامي که اين شرايط و ضوابط متحول و فزاينده بوجود آوردند بر همه کشورهائي که خواستار دستيابي به انرژي اتمي بودند تأثير گذاشت، اگرچه تأثير پذيري اين کشورها، بنا به سابقه تسليحاتي و توانائي هاي اقتصادي و تکنيکي آنها، متفاوت بود. تحول نظام جهاني تکنولوژي هسته اي، دست کم از آغاز جنگ جهاني دوم به اين سو، بيش از همه متاثر از سياستگزاري در ايالات متحده امريکا بوده است. البته از نظر تاريخي فيزيک دانان آلماني پيش از ديگران به مطالعه جدي اتم پرداختند. آلبرت اينشتاين (Albert Einstein) در دهه20 اين سده، نظريه معروف نسبيت (relativity) را درقالب فورمول 2E =mc (E انرژي، m جرم،c سرعت نور) مطرح کرد که اشاره به انرژي خارقالعاده محبوس در رابطه متقابل نوترون و پروتون در هسته اتم دارد. درسال 1938، يک سال پيش از آغازجنگ جهاني دوم، دوشيميدان آلماني به نام هاي آتوهان (Otto Hahn) و فريتس استراسمان (Fritz Strassmann) ويژگي هاي شکافتن اورانيوم را کشف کردند. درهمان زمان، وزارت جنگ آلمان دست به اجراي پروژه محرمانه اي به منظور ساختن بمب اتمي زد با نام مستعار"جامعه اورانيوم" که در آن چند دانشمند برجسته آلماني پژوهش مي کردند. باقدرت يافتن حزب نازي درآلمان در اواخر دهه 20 و سپس در دست گرفتن حکومت در اوايل دهه 30 تعداد قابل ملاحظه اي از دانشمندان آلمان، بويژه دانشمندان کليمي، از آلمان به کشورهاي ديگر مهاجرت کردند. اينشتاين در سال 1933 به امريکا رفت و درسال 1939، پس از اينکه آلمان لهستان را اشغال کرد، در نامه اي خطاب به فرانکلين روزولت رئيس جمهوري وقت امريکا راجع به برنامه هاي اتمي آلمان، پيشرفت هائي که دراين زمينه شده، و نيز قدرت بالقوه اتم هشدار داد. امّا اين هشدار نتيجه ملموسي نداشت، تا اينکه دوسال بعد، پس از حمله ژاپن به پرل هاربور (Pearl Harbor) در7 دسامبر 1941 و اعلان جنگ امريکا به ژاپن، آلمان به امريکا اعلان جنگ داد و درنتيجه موضوع پژوهش درباره اتم و ساختن بمب اتمي در امريکا باشدت بيشتري دنبال شد. پس از پايان جنگ، معلوم شد که آلماني ها در زمينه ساختن بمب اتمي هيچگاه موفقيت عمده اي بدست نياوردند. مسئوليت ساختن بمب اتمي در امريکا در طرح محرمانه اي به نام پروژه مانهاتان (Manhattan Project) متمرکز شد. بسياري از کساني کهدر پروژه مانهاتان شرکت داشتند، از جمله رابرت اپنهايمر Robert Oppenheimer رئيس پروژه، دلمشغول اثرات ناخواسته سلاح هاي اتمي درآينده جهان بودند. بعضي از آنها ، به رهبري جيمز فرانکJames Franck) )، گزارشي محرمانه به هنري استيمسون (Henry Stimson) وزير جنگ وقت امريکا نوشتند و از او خواستند که اولا از بمب اتمي در جبهه ژاپن استفاده نکند و ثانيا پروژه مانهاتان را به آگاهي جهانيان، بويژه اتحادجماهير شوروي، برساند، تا به اين وسيله از آغاز مسابقه تسليحاتي اتمي پس از پايان جنگ جلوگيري شود. اين گروه البته توفيق نيافتند و چنانکه مي دانيم هاري ترومن (Harry S. Truman) رئيس جمهوري وقت امريکا تصميم گرفت از بمب استفاده کند. درماه اوت 1945، امريکا که تازه از جنگ در اروپا آزاد شده بود، دو بمب اتمي بر روي دو شهر ژاپن، هيروشيما و ناکازاکي، پرتاب کرد. بمب هيروشيما از اورانيوم غني شده و بمب ناکازاکي از پلوتونيوم ساخته شده بود. ژاپن پس از انفجار ناکازاکي تسليم شد. در باره اين که آيا براي تسليم شدن ژاپن به استفاده از اين بمب ها نياز بود يا نه، هنوز درتمام جهان، از جمله در آمريکا، بحث ادامه دارد. در طي سال هاي پس از جنگ جهاني دوم مسابقه تسليحاتي، بويژه در زمينه دست يابي به سلاح هاي اتمي، مرتباً شدت گرفت. شوروي نخستين بمب اتمي خود را در سال 1949 منفجر کرد. انگلستان، که پروژه بمب سازي خود را زير عنوان (Tube Alloy)، پيش از اين که دانشمندان انگليسي درسال 1942 به پروژه مانهاتان بپيوندند، آغاز کرده بود، اولين بمب اتمي خود را در اکتبر 1952 آزمايش کرد. در نوامبر همان سال آمريکا آزمايش اولين بمب هيدروژني خود را با موفقيت انجام داد. يک سال بعد، در 12 اوت 1953، شوروي اولين بمب هيدروژني خود را منفجر نمود. سپس فرانسه درسال هاي 1960 و 1968 و چين درسال هاي 1964 و 1967 به ترتيب به سلاح هاي اتمي و هيدروژني دست يافتند. همانطور که دراين مصاحبه آمده، رژيم منع گسترش سلاح هاي هسته اي از يک سو نتيجه ويژگي هاي نظام بين المللي دوقطبي پس از جنگ و الزامات حفظ برتري نسبي و يا تساوي قدرت هسته اي ميان شرق و غرب بود. از سوي ديگر، هردوقطب خواستار محدود نگاه داشتن توانائي ساختن و استفاده عملي از سلاح هاي هسته اي درجهان بودند. کشورهائي نظيرايران آشکارا متاثر از جو حاکم براين رژيم جهاني بودند.

30. هرمز قريب از صاحب منصبان وزارت خارجه بود و در سمت هاي گوناگون ديپلماتيک، از جمله سفير ايران در ژاپن و اسپانيا، خدمت کرد. او سال ها رئيس تشريفات دربار شاهنشاهي بود.

31. نظام منع گسترش سلاح هاي هسته اي مبتني است بر قرارداد منع گسترش سلاح هاي هسته اي، Treaty of the Non-Proliferation of Nuclear Weapons (NPT) قرارداد چند جانبه اي که در5 مارس 1970 رسميت يافت و اکنون بيش از 170 کشور آن را امضاء کرده اند. هم نظام و هم قرارداد دراين بخش به تفصيل بحث شده اند.

32. رجوع شود به بخش سوم اين مصاحبه، بخش روابط با آمريکا.

33. امير اصلان افشار از صاحب منصبان برجسته وزارت خارجه بود و در سمت هاي گوناگون، از جمله سفير ايران در اطريش، امريکا، و آلمان، خدمت کرد. او در دوره هاي 19 و 20 مجلس شوراي ملي نماينده مراغه بود. درسال آخر نطام سلطنت مشروطه سمت رياست تشريفات دربار شاهنشاهي را به عهده داشت.

34.عباسعلي خلعتبري، از صاحب منصبان ارشد وزارت خارجه، پس از طي مدارج سازماني، درسال 1339 دبيرکل سنتو شد و از 1341 تا 1349 معاون و سپس قائم مقام وزارت خارجه و از 1350 تا 1357 وزير امورخارجه بود.

35. فضل الله رضا پس از بازگشت به ايران براي مدت کوتاهي رئيس دانشگاه تهران شد و سپس به ترتيب به نمايندگي ايران در يونسکو و سفارت ايران در کانادا منصوب شد. 36. مطفي نامدار از صاحب منصبان وزارت خارجه و از کارشناسان به نام پروتکل بين المللي بود. پس از طي مدارج اداري درسال 1973 به سمت سفير ايران در اطريش برگزيده شد.