tile

منطق الطير عطّار: محمدرضا شفيعی کدکنی



نقد و بررسی کتاب

ايرج پارسي نژاد

منطق الطير عطّار

منطق الطير
فريد الدين محمّد عطار نيشابوري

مقدمه، تصحيح و تعليقات

محمدرضا شفيعي کدکني
تهران، انتشارات سخن، 1383

دکتر شفيعي کدکني با عرضه منطق الطير به روايت خود ثابت مي کند که از صالح ترين منتقدان ادبي براي تصحيح ميراث شاعران عارف ايراني در روزگار ماست. صلاحيت او را در مجموعه اي از آگاهي هاي او مي توان جست، از آن جمله: شناخت مباني و منابع تصوف و عرفان اسلامي و ايراني و ميراث شعر و نثر متصوفه در حدِّ کمال؛ درک و دريافتِ زبان مجاز و مستعار و راز و رمز شاعران و نويسندگان عارف ايراني و همچنين لهجه تخاطب ايشان، تا آن جا که آشنايي با گويشِ نيشابور و کدکن در آثار عطار او را در حلِّ بسياري از مشکلات لغوي منطق الطير ياري داده است؛ تسلط بر مبانيِ جمال شناسيِ شعر شاعرانِ عارف و درکِ زيبايي ها و صنايع و ظرائف آثارشان؛ آگاهي ژرف بر سيرِ تکامل شعر عرفاني ايران از محمّدبن کرام سجستاني در روزگار سامانيان به بعد؛ برخورداري از قدرت تحليل انتقادي شعر که به نظريه هاي او در باب شعر، و به ويژه شعر عرفاني ايران، اصالتي منحصر به فرد بخشيده است؛ تبحر در تصحيح متون کهن فارسي که حاصلِ کمالِ آگاهي بر روشِ علمي و اصولِ سبک شناسي و نقد متون است.

حاصل برخورداري از مجموعه معيارها و مباني ياد شده در کار تصحيح منطق الطير جلوه مي کند و کتابي فراهم مي آورد که با نگاهي بر مقدمه عالمانه و تعليقات بديع آن دائرة المعارفي برابر خود مي يابيم که نکته هاي مبهم بسيار را
روشن و تفسير مي کند و نادرستي برخي رواياتِ تاريخي را نشان مي دهد. وي در بيان نادرستي ها پروايي ندارد که خطاها از جانبِ خاورشناس بزرگ و محقق بي همتاي آثار عطار، هلموت ريتر، باشد، يا ازسوي استاد دانشمندش بديع الزمان فروزانفر و يااستاد عبدالحسين زرين کوب. (صص64،74-75، و 98)
شفيعي کدکني در«گزارشکار» خود در روش تصحيح منطق الطير يادآور مي شود با آن که پيش ازين از منطق الطير «طبع انتقادي» فراوان عرضه شده است، هنوز متن مصحًّح دکتر سيد صادق گوهرين بهترين آنهاست که تازه آن هم کمتر بخشي از بخش هايش «از غلط هاي فاحش و شگفت خالي مانده است.» (ص 17) نويسنده مقدمه به درستي غلط هاي منطق الطير چاپ گوهرين را معلولِ دو اصلِ انحراف از اصلِ سخن و انديشه شخصي عطار و همچنين انحراف از قواعدِ ادبي و زباني زمين و زمان او مي داند و مي نويسد:

چاپ هايي که نسبت به چاپ گوهرين کم غلط تر به نظر مي رسند آنهايي هستند که کاتبان يا مصححان آنها کوشيده اند به ميل وسليقه خود "اصالت" سخنِ عطار را قرباني «فهم و تشخيص» خود کنند و عبارت را به گونه اي درآورند که از لحاظ عروض و قافيه و دستور زبان - به سليقه خواننده معاصر- ايرادي نداشته باشد. ولي هرگز به اين نينديشيده اند که آيا اين «بيت بي غلط» ارتباطي هم با سخنِ عطار و جهانِ انديشه و سبک او دارد يا نه. (صص 12-13)

منطق الطير شفيعي کدکني، که حاصل بيش از سي سال تأمل و تدريس و دقّت در مجموعه آثار عطار و مجموعه تصوف خراسان و منابع انديشه عطار است، و از بسياري نسخه هاي کهن و شناخته شده در جهان بهره برده، مي کوشد ميان دو کفه ترازوي "صحت" و "اصالت" اعتدال برقرار کند و صورت درست گفتار عطار را از ميان انبوه ضبط هاي مختلف، با روش علمي و اصول سبک شناسي و نقد متون، آشکار سازد.

مصحح کار خود را بر بنياد دونسخه منطق الطير با خط ابراهيم بن عِوض مراغي، به تاريخ ششصد و هشتاد و اند، از موزه قونيه، گذاشته و کوشش او برآن بوده که اطلاعات مورد نياز خواننده جدّي و علاقه مند را در باره اين متن فراهم آورد. با اين همه تأکيد مي کند که از دادن اطلاعات حشو و حاشيه اي و ارائه منابع زائد و "تزييني" پرهيز کرده است، چرا که مصحح در جستجوهاي سيساله خود به اين نتيجه رسيده که بيش از پانصد نسخه بدل بيهوده از منطق الطير در دست است، اما هنوز درست ترين، کامل ترين، اصيل ترين و قديم ترين منطق الطير همان دو نسخه به خط ابراهيم بن عِوض مراغي است که بنيادِ تصحيح خود را برآن نهاده است. با اين همه، مصحّح در چند مورد به نوعي تصحيح قياسي دست زده است که از ترکيب نسخه هاي مختلف شکل گرفته و هرکس با تاريخ زبان فارسي و مسائل فني تصحيح متن آشنائي کافي داشته باشد آن تصحيح هاي قياسي را اموري قطعي و مسلم به حساب مي آورد.

مصحح فاضل با تسلط بر «بوطيقا» و «گرامر» عطار، توانسته است به قلمرو معنا و زبان شاعر عارف راه يابد و نشان دهد که خروج از هنجارهاي بوطيقايي، در عروض و قافيه و شعر، از مختصات سبکِ عطار است و تشخيص "اصالت" در نسخه هاي آثار عطار گذشته از شناخت نسخه هاي کهن آشنايي کامل بر ذهن و زبان او را طلب مي کند. با چنين احاطه و اجتهادي است که استاد شفيعي کدکني انتساب آثاري مانند شترنامه، بلبل نامه، پندنامه، معراج نامه، بيسر نامه، خياط نامه، وصلت نامه، هيلاج نامه، جواهرالذات، مفتاح الفتوح و هفت وادي را به عطار مردود مي داند و فريدالدين محمد عطار نيشابوري را، علاوه بر ديوان غزليات و قصايد و مجموعه رباعيات (مختارنامه) تنها سراينده چهار منظومه منطق الطير، اسرارنامه، مصيبت نامه و الاهي نامه (خسرو نامه) مي شناسد.

و امّا فصل هايي که در مقدمه منطق الطير آمده هريک رساله اي است بديع و اصيل که گذشته از روشن کردن متن مورد تصحيح مي تواند مورد استناد علمي قرار گيرد. از جمله آن گفتاري است در «زبان مرغان» که در آن محقق دانشمند به جستجوي پيشينه منطق الطير وزبانِ مرغان و رمز گفتار هريک از ايشان در قرآن کريم و ادب فارسي قبل از عطار رفته است و همچنين ترجمه شيوايي از مقاله «پرده گشايي از رمزهاي پرندگان و گل ها» اثر عزّالدين مَقدِسي به دست داده است. نوشته مًقدِسي از آثار مشهور به زبان عربي است و گذشته از پيوندي که بخش هايي از آن با جهان منطق الطير دارد متن شيرين و دلکشي است از يک اثر بسيار مشهور عرفاني و ادبي که تاکنون به چندين زبان اروپايي ترجمه شده و جاي آن در زبان فارسي خالي بوده است.

يادداشت هايي که با عنوان "تعليقات" برکتاب افزوده شده بسياري، باهمه کوتاهي، مي تواند موضوع رساله هاي تحقيقاتي اصيلي در حوزه هاي تاريخي، لغوي، جامعه شناسي، مردم شناسي و تاريخ هنر ايران قرار گيرد. نکته در خور اشاره اين که منابعي که در "تعليقات" به آن ها ارجاع شده همه از آثار پيش از عطار است. "تعليقات" آنجا که به موضوعات تاريخي مي پردازد حاوي نکته هايي تازه است که حاصل اجتهاد وحدّتِ ذهن مولف دانشمند است. يکي از اين نکته ها باطل دانستن ماجراي آتش زدن کتابخانه اسکندريه مصر است به دستور عمربن الخطاب، خليفه دوّم از خلفاي راشدين، که بنا بر برخي روايات، به امر او عمربن عاص آن کتابخانه را به آتش سپرد. نويسنده "تعليقات" منطق الطير در توضيح اشاره عطار منشاء اين روايت را کتاب تاريخ الحکماء ابن قفطي و همزمان با او عبداللطيف بغدادي مي داند و مجموعه اين روايات را مخدوش مي شناسد، به اين دليل که معتقد است «در فاصله عصر وقوع حادثه (دوران خليفه دوم) تا حدود شش قرن، در هيچ سندي اين مسأله انعکاس نيافته است.» (ص 772، ش 4565) شفيعي کدکني به استناد يک متن قديمي (تاريخ الخلفا، از قرن پنجم) تأکيد مي کند که «عمر با گروهي از ايرانيان بسيار خلوت مي کرد و آنها کتاب هاي سياسات را براي او مي خواندند، به ويژه سيره انوشيروان را که وي سخت دلبسته بدان بود و فراوان بدان نظر داشت و بدان اقتدا مي کرد.» صص 774-775 چنين شخصي نمي تواند با آتش زدن کتابخانه اسکندريه موافق باشد، تا چه رسد به اين که دستور آن را صادر کند.

"تعليقات" منطق الطير حاوي موضوعات متنوع تاريخي ديگري نيز هست که هريک از آنها مي تواند براي محققان آن رشته در خور توجه و آموختني باشد. از جمله شرحي است در باب پرده بازي. عطار پرده بازي و خيال بازي و بازي خيال را تقريباً به يک معني به کار مي برد و ظاهراً برابر است با آن چه در زبان عربي به آن «خيال الظل» مي گفته اند. نويسنده "تعليقات" به استناد يک سند بسيار مهم، و ناشناخته مانده، پيشينه اين بازي را- که بخشي از تاريخ نمايش در ايران است- به حدود قرن چهارم مي برد و با نقل داستاني از مقامات کهن و نويافته ابوسعيد ابوالخير (440-357) قديمترين و دقيق ترين توصيف را از بخشي از ادبيات نمايشي در ايران به دست مي دهد.

افزون برين همه "تعليقات"منطق الطير در برگيرنده بسياري نکته ها در معاني و بيان سخن شاعران بزرگ ايران نيز هست که با خواندن آنها از جمله ابهامات و ظرائف سخن شاعري چون حافظ برخواننده روشن مي شود.

مطالعه اين متن منقّح و ارزنده همراه با مقدمه سودمند و تعليقات پرنکته و روشنگر آن بر اشتياق خواننده در نشر هرچه زودتر تصحيح مجدد منظومه هاي مسلم ديگر عطار و به ويژه تذکرة الاولياي او به همت والاي استاد محمد رضا شفيعي کدکني مي افزايد.

***