tile

بازتاب مسائل زنان در شبکه



 

ازاوائل سال 1993 تب ايجاد شبکه هاي کامپيوتري درايران بالا گرفت. درآغاز، شرکت مخابرات و سپس مؤسّسه گسترش اطلاعات و ارتباطات فرهنگي "نِدارايانه" و به دنبال آنها شبکه هاي"ماوراء" و "ايرنِت" هرکدام به ايجاديک شبکه کامپيوتري به زبان فارسي دست زدند. اين سواي شبکه هاي تخصّصي بودکه سازمان هائي نظيرمجلس شوراي اسلامي، سازمان برنامه و بودجه، سازمان پژوهش هاي علمي و صنعتي، وزارت کشاورزي بنيان نهادند. شبکه هاي نوع اول که بيشتر فعّاليتشان معطوف انتقا ل اطّلاعات است تانگهداري وپردازشآن،معمولاً ارائه کننده يک سري اطلاعات عمومي نظير اطلاعات شهري و بازرگاني، مندرجات برخي مجلات و روزنامه ها و نرم افزارهاي تخصصي اند. امّا کشش اصلي اين گروه از شبکه ها بيشتر به خاطرارائه سرويس پست الکترونيکي و بالمآل ايجاد انجمن هاي الکترونيکي براي برقراري ارتباط ميان افراد متجانس بوده است. با اينکه سابقه حضور کامپيوتر در ايران از سه دهه تجاوز نمي کند، براساس آمار اعلام شده از سوي شوراي عالي انفورماتيک ايران، شمار دارندگان کامپيوتر به حدود 5/1 ميليون نفر رسيده است. در اين ميان، پست الکترونيکي شبکه هاي کامپيوتري به تريبوني آزاد براي بحث و تبادل نظر ميان اعضاي گروهي نه چندان وسيع از جوانان و ميانسالان تبديل شده است. اين نوشته درباره تجربه شخصي نگارنده به عنوان عضو شبکه اي به نام «ندا» است.

سيستم اطلاع رساني "ندا" از تابستان سال 1994 آغاز به کارکرد. استفاده از امکانات اين شبکه براي کليه دارندگان تجهيزات لازم، اعم ازحقيقي و حقوقي، تا تابستان 1996 رايگان و تنها شرط لازم براي اتصال به شبکه داشتن 18 سال تمام، يعني رسيدن به سن قانوني ورعايت مقررات جمهوري اسلامي ايران، بود. امّا در اين سال مؤسّسه "ندارايانه" اعلام کرد که ازآن پس برخي از سرويس هاي سيستم "ندا"، از جمله پست الکترونيک آن، رايگان نخواهد بود. امتناع بسياري از کاربَران قديمي سيستم ازپرداخت حقّ عضويت باعث کاهش تعداد اعضاي آن شد. طبق آخرين آمار منتشره درماه مارس 1996، يعني درست کمي قبل از تعيين حق اشتراک ساليانه براي استفاده از امکانات سيستم "ندا"، تعداد مشترکين سيستم بالغ بر 2027 نفر بوده است، که از آن ميان 31 درصد شخصيت حقوقي و 69درصد اعضاء حقيقي به شمار مي رفتند. از مجموع اعضاي حقيقي 90 درصد مرد و 10درصد بقيه زن بودند. از نظر توزيع جغرافيائي 94 درصد از تهران و 6 درصد از ديگر شهرها با اين سيستم ارتباط داشتند. 55 درصد اعضا مدرکي بالاتر از ليسانس و بقيه مدارک تحصيلي بالاتر از ديپلم داشتند و 75 درصد مشترکين متخصّص دررشته هاي فني بودند.

در دوره رايگان بودن فعاليت هاي سيستم "ندا"، درمجموع تعداد 146 انجمن از طرف کاربَران ندا در 14 گروه موضوعي تشکيل شده بود. انجمن هاي علوم کامپيوتروانجمن هاي فرهنگي-اجتماعي ازنظراعضاء وتعدادنامه هاي مبادله شده در مرحله اول و دوّم قرار داشتند ولي از نظر مشارکت در انجمن ها، اعضاء انجمن هاي فرهنگي-اجتماعي با 1 نامه در مقابل هر عضو در مقام اوّل بودند. پُرطرفدارترين انجمن ها درگروه فرهنگي-اجتماعي"انجمن فرهنگ"،"انجمن ايران ما" و انجمن «تساوي حقوق زن و مرد» بوده است.

هدف "انجمن تساوي حقوق زن و مرد"، طرح و بررسي موارد نابرابري اين حقوق درجامعه وبحث و تبادل نظر در باره آن ها و ارائه راه حلّ هاي ممکن براي تخفيف و حذف اين موارد و ساير تبعيضات موجود است.

اين انجمن اوّلين بار در تاريخ دوم فوريه 1996 تشکيل شد و آنگاه در دوره جديد از تاريخ اول سپتامبر 1996 فعّاليت خود را از سر گرفت. اين نوشته بيشتر معطوف به دوره اوّل فعاليت انجمن است. دراين دوره، انجمن 278 نفر عضوداشت که 14 درصد کلّ کاربَران سيستم "ندا" بود. جامعه مورد بحث در اين نوشته همگي تحصيلکرده، داراي مشاغل اساسي درکشور، و جوان بود و ظاهراً وضع مالي متوسط رو به بالا داشت زيرا از امکان دسترسي به کامپيوتر بي نصيب نبود.

در مروري برتاريخ اجتماعي ايران مي بينيم که الگوي غالب درزندگي ايرانيان از بدو تولد- در زمينه هاي مختلف آموزش و پرورش، تشکيل خانواده، انتخاب حرفه و شغل و غيره- همواره بر اين اصل استوار بوده که تحت عناوين مختلف محتاج به حامي و تکيه گاه باشند. جامعه به هر بهانه فرصت تجربه کردن را درزمينه هاي مختلف فرهنگي-اجتماعي ازانسان هامي گيرد. اين واقعيت خصوصاً درمورد زنان با شدت بيشتري محسوس است و در زندگي آنان بازتاب گسترده تري داشته. جوانان تاسنين بالا نمي توانند شخصاً و مستقلاً زندگي را تجربه کنند. نظام آموزشي-حتي در دانشگاه ها- همان نظام استاد و شاگردي قرن ها پيش است و فاقد امکانات براي اظهار نظر و نوآوري شاگرد و دانشجو. جوانان تا سنين بالا به هزاران دليل اجتماعي و اقتصادي با والدين خود زندگي مي کنند و ناچارند براي پرهيز از هرگونه درگيري با پدر و مادر، باورهاي خود را کنار گذارند و حرف بزرگتران را بپذيرند و تأييد کنند. مخالفت با بزرگترها اغلب نوعي اهانت و بي ادبي شمرده مي شود. به اين ترتيب، طبيعي است که انباشته شدن و استمرار اختلاف عقايدگاه منشاء هيجانات تند، پرخاشگري، عدم تسلط به رفتار و حتّي رفتار توهين آميز شود. در اين ميان، مسائل مردان و زنان در اجتماعات غيررسمي مانند خانه، مهماني، مدرسه به ندرت مطرح مي گردد و به صراحت و رو درروبه بحث گذاشته نمي شود.
زنان علي رغم مسئوليت هاي فراواني که بردوش دارند و تبعيضاتي که تحمل مي کنند، ازخود اندک مي گويند وحتّي به ندرت مي دانند چه مي خواهند، زيرا کمترفرصت بيان خواسته هاي خود-ويا به بيان بهتر بلند فکرکردن- را داشته اند. حتّي درددل هاي زنانه غالباً تکرار مصيبت ها است نه تجزيه و تحليل آنها. نشانه هاي اين وضع حتي در ادبيّات ما نيز ديده مي شود. تعداد اندک بيوگرافي يا اتوبيوگرافي از زنان ايراني داخل يا خارج از کشور مؤيد اين نظر است. در واقع، به اعتقادمن، ما اصولاً سازنده الگوي فردي زندگي خود نيستيم، بلکه ناخودآگاه الگوهاي ساخته شده اجتماعي را که به ما تحميل مي شود تکرار مي کنيم، آنچنانکه گاه خود من که به اين مسئله سخت آگاهم، حضور مادرم را در وجودم حس مي کنم و صداي خود را مي شنوم که تکرار حرف هاي او است. از اين رو معتقدم در جوامعي نظير ما تغييرات و حرکت هاي اجتماعي-فرهنگي مترقّي به علت عدم گذار از يک جريان ذهني-عقلايي جمعي به کندي صورت مي گيرد، و همه گير نمي شود. ما همواره به جاي تجربه کردن و انديشيدن به نتايج آن، الگوهاي رفتاري را نيمه کاره اقتباس مي کنيم و به همين جهت در کار غالباً توفيق نمي يابيم.

* * *

تجربه حضور در يک محيط الکترونيکي، به عنوان يک کارگاه، به من نشان داد چگونه گروهي از زنان و مردان تحصيلکرده که نسبت به يکديگر هيچ شناختي نداشتند باقرارگرفتن درعرصه اي که در آن هراسي از کسي وجود نداشت، و درشرايط نسبتاً آزاد، پس از افت وخيزهائي سرانجام آموختند آراء خود را مطرح کنند، عقايد ديگران را بخوانند و منطقي به آن جواب دهند، حمله هاي تازه واردين را تحمل کنند و به دفاع از مواضع خود بپردازند. در يک سخن، انواع واکنش ها را نشان دهند ولي به هرحال بار ديگر که به ميدان آمدند آدم قبلي نباشند.
درمدت فعاليت "انجمن تساوي حقوق زن و مرد"، اعضاء 532 نامه رد و بدل کردند. موضوع نامه هاي ردو بدل شده را مي توان به ترتيب اهميت به شکل زير طبقه بندي کرد: مسائل حقوقي، از جمله تبعيضات گوناگون در قوانين ناظر بر ديات، قصاص، خانواده و مانند آن؛ مسائل اجتماعي، مانند نحوه برخورد دوگانه اجتماع باعمل خلاف پسر، ازيک سو و دختر، از سوي ديگر، تفاوت درنحوه تعليم و تربيت پسر و دختر درجامعه، و مسأله ازدواج موقت؛ بررسي حوادث اجتماعي روز و علل آن؛ و ناهنجاري هاي ارتباطي بين زن و مرد.

از مطالعه و بررسي محتواي کليه نامه ها به نکات زير مي توان برخورد:
- ناآگاهي يا فقدان خودآگاهي اکثر اعضاء نسبت به مسائل شخصي که زنان با آن روبرويند، مانند آزارهاي جنسي- به خصوص در مورد دختربچه ها- يا سوء تغذيه مادران درخانواده و يا سنّت هائي نظير ختنه دختران. طرح اين مباحث در شبکه هيجان خاصي مي آفريد. به محض ارسال نامه اي دراين زمينه ها سيل نامه هاي اعتراض و اتّهام در باره نادرستي دعاوي نويسنده يااغراق او آغاز مي شد. هرچنددراين ميان شمارقابل ملاحظه اي ازشرکت کنندگان مي کوشيدند، با ارائه اسناد و مدارکي در تأييد ادعاي نويسنده، معترض يا معترضين را ارشاد و آگاه کنند.
- درحالي که نويسندگان مرد مدام در نامه هاي خود، چه به طور مستقيم و چه غير مستقيم، به تعريف و تعيين نقش زن مي پرداختند، تنها يک زن و يک مرد مسيحي در مقابل اين نوع نامه ها اعلان کردندکه چه مي خواهند و از خودشان چه انتظاري دارند. در نامه خانمي آمده است:

راضي نمي شوم تنها کاري که دراين مدت کوتاه زندگي مي کنم، مانند بسياري از زنان ايران و دنيا، تنها تربيت کردن فرزند و نگهداري از شوهر باشد. سؤالم از آقايان اين است: شما براي چه تلاش مي کنيد؟ آيا نمي خواهيد بسياري مسائل را گسترش و بسط دهيد؟ پس چرا فقط بايد از خانم ها توقع داشت که به يک خانه داري ساده اکتفا کنند و براي پيشرفت و کمک به ديگران قدم مناسبي را برندارند؟ اگر قرار باشد وظايف زن خانه داري باشد و اين دور متناوباً ادامه پيدا کند از مادر به دختر و همين طور به نسل هاي بعدي، پس هيچ زن نامي نبايد درجهان تا به امروز وجود داشته باشد.

نويسنده مردي نيز در تأييد ترديد آميز برابري حقوق زن و مرد نوشت:

حقيقت اين است که بايد قبول کنيم که دختران نيز اين حق را دارند. يعني معني اش اين است، منطقي اش اين است. ولي نمي دانم چرا اگر ارتباط دختربيش ازيک حد خاصي بوده باشد . . . شخصاً کششي نسبت به اونمي توانم داشته باشم. واقعاً,[از] توانائي من خارج است وعلتش را هم نمي دانم. صرفاً يک احساس است. شايد نوعي حسودي است. مي خواهم دختر مال من باشد و تا حالا هم مال من بوده باشد.

بيشترين نامه هاي ردّ وبدل شده درمورد نامه اي باعنوان «دختر اگر کاري کند، پسر اگر کاري کند» بود که متني ساده و بسيار کوتاه داشت:

اگر دختر کاري خلاف شرع کند و صدايش در بيايد ديگر براي او شوهر پيدا نمي شود و حال اگر پسر کاري خلاف شرع کند زن براي او پيدا مي شود. اين طور نيست؟

نامه هاحکايت ازآن داشتند که کار زن در خارج از خانه، درميان قشر تحصيلکرده کمابيش حقيقتي پذيرفته شده است، همراه با اين باور که وظيفه اوّليه زن مادري و همسري است. ازنظر نبايد دور داشت که تورم و شرايط سخت اقتصادي نيز در اين ميان بي تأثير نبوده است. از فحواي نامه ها به خوبي استنباط مي شود که مردان آگاهند که در شرايط کنوني به تنهائي قادر به اداره زندگي اقتصادي خانواده نيستند.

- نامه هاي زنان معمولاً کوتاه و غالباً حاوي جمله هاي بريده بريده و بسيار هيجان زده است. انگار در تنهائي و در برابر صفحه کامپيوتر نيز هنوز آماج تير "نبايدها"ئي هستند که بسويشان پرتاب مي شود. عدم امنيت از لحنشان مي بارد. به نظر مي رسد که يک هراس پنهاني، يادگار قرون، در وجود آنان لانه کرده است. هراس از خشونت مردان و گاه حتي زنان. تکفير جامعه، بي اعتباري و بدنامي، آنها را از نفس مي اندازد، حتّي زماني که ناشناخته و با نام مستعار با ديگران ارتباط برقرار مي کنند. به طور کلي، مشارکت زنان عضو در ردو بدل کردن نامه ها، در مقايسه با مردان، بسيار اندک بود. درحالي که تعداد زيادي از مردان مرتب نامه مي نوشتند و اظهار نظر مي کردند، فقط پنج يا شش نفر از زنان پاسخگوي آنان بودند.

- هيچ يک از شرکت کنندگان تجربه، مشکل يا مسأله شخصي مربوط به زندگي خصوصي خودرا مستقيماً دراين نامه هامطرح نکرده است. درواقع، نامه ها نشاندهنده مشکلات، احساسات، عواطف و ضعف هاي نويسندگان آن است که درطلب همفکري ياهمدلي اند. نامه ها هميشه به شيوه غيرمستقيم نوشته شده و بيشترحاوي مفاهيم اخلاقي به صورت بايدها و نبايدها وجنگ بر سر آن هاست، تا بيان واقعيت و انتقال تجربه هاي شخصي.

-بيشترزنان ومردان درنامه هاي خود آن قدرکه درباره کاربردواژه ها حسّاسيت دارند به مفاهيم نمي انديشند. به نظر من اين خصيصه که در روابط اجتماعي و مناسبات عادي ما به وضوح ديده مي شود، در شکل گيري فرهنگ اجتماعي ايرانيان نقش اساسي دارد. به طورکلّي، ما با اصول و ضوابط حاکم بر ارتباط متقابل آشنايي چندان نداريم. در مباحثه يا به تحميل عقايد خود ومخالفت با طرف مقابل اصرار مي ورزيم يا يکسره شيفته گوينده مي شويم. به گوش کردن- به معناي دقيق کلمه- آشنا نيستيم. گاه برسر يک واژه -که شايد گوينده از سرسهل انگاري و به خطا انتخاب کرده- به بحث و جدل مي پردازيم و در نتيجه مقصود اصلي او رافراموش مي کنيم.

آراء و باورهاي اعضاي انجمن (86 نفر)، در باره حقوق و نقش اجتماعي زنان درجامعه، در يک نظرخواهي که در اين زمينه انجام گرفتبه گونه اي دقيق بازتاب يافته است:

75- درصد پاسخ دهندگان با تساوي حقوق زن و مرد موافق، 15 درصد مخالف و 5 درصد تا حدودي موافق اند؛
60- درصد پاسخ دهندگان مباحث مطرح شده در اين انجمن را جالب و مهم، 15 درصد بي نتيجه و 5 درصد باعث رشدفکري افراددانسته اند؛
15- درصد اذعان داشته اندکه اين مباحث باعث شده مسائل زنان در جامعه براي آنهامحسوس تر شود. 30 درصدگفته اند نامه هاي رد و بدل شده باعث تغيير ديدگاه هاي آنان نسبت به زنان گشته و 30 درصد نيز اعلام کرده اند که تغييري در نقطه نظرهاي آنان پديد نيامده است؛
99- درصد گفته اند زنان نيزمي توانند در جامعه به تنهائي از عهده وظايف اجتماعي برآيندو تنها يک نفر، آن هم يک زن، معتقد بوده که جاي زن تنها درخانه است.

***

Author: 
گيتی شامبياتی
Volume: 
۱۵
Current Issue: 
Past Issue
Visited: 
1000