tile

نقد وبررسی کتاب



نقد وبررسی کتاب

  جان امرسون
 ارج نامه ايرج افشار
 Iran and Iranian Studies: Essays in Honor of Iraj Afshar
Edited by Kambiz Eslami Princeton, N.J., Zagros Press, 1998
 x, 357, 35pp.
 بزرگداشت ايرج افشار، برجسته ترين کتاب شناس ايراني، با گردآوري و چاپ مجموعه اي از نوشته هاي محققان و استادان غربي به دلايل گوناگون واجد اهميتي خاص است. نخست اين که مقالات پرمايه اين مجموعه بر آگاهي خواننده در رشته هاي گوناگون ايرانشناسي مي فزايد. دو ديگر اين که اثر حاضر خود نشاني از وسعت دامنه تحقيقات و آگاهي هاي علمي ايرج افشار و خدمات او به پژوهش هاي محققان غربي در زمينه مطالعات ايراني است (نقش وي در تأسيس بخش خاورميانه کتابخانه کالج هاروارد را در زمره اين خدمات بايد دانست). سوّم اين که بسياري از نوشته هاي کتاب دال بر نقش پيشگام افشار در بسياري از زمينه هاي ايرانشناسي است. در واقع، برخي از اين نوشته ها بر پايه تحقيقات وي نگاشته شده اند(ص ix). چهارم ومهمتراز همه، شايد بتوان گفت که اين کتاب ماحاصل تلفيق پژوهش هاي چند ده ساله محققان ايراني و غربي در سراسر طيف گسترده مطالعات ايراني است.
 تا سال 1960، اين مطالعات از لحاظ کيفي به مراتب از مطالعات مربوط به ديگر جوامع خاورميانه، از جمله ترکيه و مصر، عقب تر مانده بود، چه رسد به مطالعات اروپائي و آمريکائي. شمار محققان مطالعات ايران از انگشتان دو دست تجاوز نمي کرد و ارتباط ميان پژوهشگران غربي و ايراني ناچيز به نظر مي رسيد. خاطره رويکرد تحقيرآميز غربيان به شرق و سوء ظن اغلب پژوهشگران ايراني در مورد نيات غرض آلوده و اهداف مداخله جويانه غرب، از موانع تاريخي ايجاد و گسترش ارتباطات علمي و پژوهشي ميان دو گروه بود. گسترش سريع اين ارتباطات در دهه هاي 1960 و 1970، و همراه آن بررسي هاو مطالعات محققان غربي در ايران با انقلاب اسلامي متوقف شد.
 در دو دهه گذشته، بار ديگر از رهگذر تشکيل کنفرانس هاي بين المللي با حضور پژوهشگران غربي و ايراني، ارتباطات علمي و شمار آثار جدي پژوهشي در باره ايران به تدريج رو به افزايش گذاشته است. تعداد محققان جوان ايراني نيز که نسبت به غرب و غربيان به ديدي کمابيش مثبت و دوستانه مي نگرند افزايش يافته و بهره جوئي آنان از منابع غربي به تدريج نمايان تر شده است.
از اهميت تأسيس مراکز تحقيقاتي غربي در ايران نيز نبايد به آساني گذشت. «مؤسسه انگليسي مطالعات ايراني» در تهران از سال 1963 و «انجمن فرانسوي پيشبرد مطالعات ايراني» از سال 1972 مشغول به تحقيق و انتشار آثار گوناگون بوده اند. با اين همه، در چهار دهه گذشته چندان اثري از گسترش مطالعات ايراني در فرانسه و انگليس، و به طور کلي در اروپا، مشهود نيست. امّا در همين دوره در ايالات متحده آمريکا دامنه اين رشته توسعه اي فوق العاده يافته است. عوامل مؤثر دراين توسعه را بايد از جمله بازگشت آمريکائيان عضو سپاه صلح (Peace Corps) ازايران دردهه 1960و توانائي دانشگاه هاي آمريکابه جذب دانشجويان و محققان اروپائي و ايراني دانست. درواقع، با مهاجرت شماري بزرگ از پژوهندگان ايراني به کشورهاي غربي، تفاوت ميان پژوهش هاي "غربي" و "ايراني" به تدريج رنگ باخته است. به عنوان نمونه، در نشريات پژوهشي که در ايالات متحده آمريکامنتشر مي شوند، چون Iranian Studies به انگليسي و ايران نامه و ايرانشناسي به فارسي، در سبک و متدلوژي نوشته هاي محققان غربي و ايراني اختلاف چنداني ديده نمي شود. با آغاز انتشار دانشنامه ايرانيکا که اخيراً دهمين جلد خود را پشت سر گذاشته رشته مطاالعات ايرانشناسي مرزهاي تازه اي را درنورديده است. اين دانشنامه جامع و معظم که به همّت و پشتکار تحسين انگيز احسان يار شاطر و همکاري گروهي گسترده از صاحبنظران و محققان نام آور ايراني و خارجي به زبان انگيسي تنظيم مي شود منبعي بي همتا و ابزار تحقيق جانشين ناپذيري براي پژوهشگران و علاقه مندان به مطالعات ايراني است.
 در بزرگداشت ايرج افشار قبلاً يک مجموعه دو جلدي با عنوان ارج نامه ايرج: به پاس نيم قرن سوابق درخشان فرهنگي و دانشگاهي استاد ايرج افشار به کوشش محسن باقرزاده در ايران انتشار يافته است. امّا در ارج نامه حاضر گستره جهاني مطالعات ايران شناسي آشکار است. از مجموع مقالات چهارنوشته از محققان ايراني مقيم امريکاي شمالي است، چهار نوشته به قلم پژوهشگران آمريکائي ، پنج مقاله از نويسندگان انگليسي، سه مقاله از محققان هلندي، و سه مقاله اثر پژوهندگان فرانسوي است. محققان ايتاليائي، آلماني و ايراني نيز هريک نوشته اي به اين مجموعه هديه کرده اند.
 21 مقاله به زبان انگليسي و يک مقاله به فرانسه نوشته شده است. درمقايسه اين ارج نامه با يادنامه اي که سال ها پيش در ايران در بزرگداشت تقي زاده منتشر شد مي توان ديد که چگونه رشته مطالعات ايراني از مقولات سنتي شرق شناسي چون واژه شناسي، اديان و تمدن پيش از اسلام، به مقوله ها و موضوع هاي ديگر گرايش يافته است. و نيز مي توان دريافت که در رشته ايرانشناسي محققان آمريکايي در مجموع از همکاران و همطرازان غربي خود پيشي گرفته اند و زبان انگليسي رايج ترين زبان اين رشته شده است. در يادنامه تقي زاده، از سي مقاله هفت مقاله به فرانسه و چهار مقاله به آلماني بود در حالي که در ارج نامه حاضر به استثناي يک مقاله ديگر نوشته ها به انگليسي است. بنابراين اغراق نيست اگر اين مجلد را معّرف کامل وضع مطالعات ايرانشناسي در جهان امروز و در آغاز هزاره سوّم ميلادي بشمريم. چه، مؤلفاني از سراسر جهان و ساکن در کشورهاي گوناگون، به بزرگذاشت محققي برخاسته اند که عمده آثار و تأليفاتش به زبان فارسي است؛ مؤلف و محققي که پژوهش هايش تبلور آميزش اجتناب ناپذير پژوهش و پژوهشگران ايراني و غربي در رشته ايرانشناسي بوده است.
 ويراستار اين مجلد، کامبيز اسلامي محقق و کتابشناس ايراني دانشکده پرينستون، خود در تکوين ايده انتشار اين ارج نامه و گردآوري مقالات و ياري به برخي از مؤلفان در دست يافتن به منابع نقشي ارزنده ايفاء کرده است.
 بيشتر نوشته ها در باره تاريخ ايران از دوره مغول به بعد است. هفت نوشته به دوران مغول/تيموريان، شش مقاله به دوران صفويه و پنج مقاله به دوران قاجار اختصاص دارد. درحدود نيمي ازنوشته هامعطوف به موضوع هاي متعارف تاريخي از جمله تاريخ سياسي، روابط خارجي، تاريخ نگاري و منابع است. مؤلفان اين بخش از مقاله هاعبارت اند از چارلز ملويل (Charles Melville)، فرانسوا دوبلوا (Francois de Blois) ، پريسيلا سوچک (Priscilla P. Soucek)، آنجلو پيمونتز (Angelo M. Piemontese) ، اولريش هارمن(Ulrich W. Haarman) ،رودي مًته (Rudi Matthee) فريدون وهمن، ويلم فلور(Willem Floor) ، سيوري (Roger Savory) و ژانت آفاري.
 تمرکز اصلي نيمي ديگر از نوشته ها يا بر موضوع هاي هنري و تصويري است کامبيز اسلامي، ابوالعلا سودآور، شيلا بلر (Sheila S. Blair)، ب. و. رابينسون (B. W. Robinson)، ژن ژوست ويتکم (Jan-Just (Witkam يا برمقولات زبانشناسي وادبي شارل دوفوشه کور(C. H. de Fouche Cour)،جروم و. کلينتون (Jerome W. Clinton)، ژيلبرلازار(Cilbert Lazard)،جفري روپر (Geoffrey Roper)، جان پري (John R. Perry) و پل اسپراکمن (Paul Sprachman). در زمينه اي کاملاً متفاوت، مقاله اي به قلم محمدرضا قانون پرور در باره آشپزي است.
 در اين ميان، چهار مقاله اي که به بررسي دوران صفويه و افشاريه پرداخته اند به نظر نگارنده اين نقد حائز اهميتي ويژه اند. فريدون وهمن در نوشته خود خواننده را با متن اصلي و ترچمه سه سند مربوط به دوران صفوي که در آرشيو دولت دانمارک به جاي مانده آشنا مي کند. اين اسناد حاوي دو نامه از شاه صفي به سفارت هلشتاين در سال 1635 و نامه هيئت نمايندگي ايران در دانمارک در سال 1691 است که در آن از دولت اين کشور به خاطر مصادره کالاهاي ايران توسط يک کشتي دانمارکي درخواست پرداخت غرامت شده. فهرست کالاهاي مصادره شده در متن با چنان حروف ريزي نوشته شده که تقريباً قابل خواندن نيست. افزون بر اين برخي خطاهاي کوچک تاريخي نيز در اين متن به چشم مي خورد.
قانون پرور به دو متن صفوي در باره آشپزي پرداخته است. نخستين متن که به آغاز سده شانزدهم باز مي گردد، به تفصيل به دستور پختن غذاهاي گوناگون اختصاص دارد و شايد نخستين کتاب فارسي در باره آشپزي باشد. متن دوم به قلم آشپز مخصوص شاه عبّاس است با سبکي پيچيده تر و مطالب کلّي تر. در اين متن از شاهان صفوي نيز، که ظاهراً گاه خود طرز تهيه غذائي خاص را مشخص مي کردند، چند دستور غذا آمده است.
 نوشته پرمايه ويلم فلور، همانند شماري ديگر از تحقيقات او، با بهره جوئي دقيق و عالمانه از آرشيوهاي بي نظير دولت هلند آگاهي هاي تازه اي در باره تصميم نادرشاه به تسخير هندوستان به دست مي دهد. ضمن افزودن ترجمه اسناد صفويه مورد اشاره به مقاله، نويسنده نشان مي دهد که نادرشاه ديرزماني به انديشه حمله به هند بوده است (ص 198). راجر سيوري نوشته خويش را به سفر مشهور پسران حسين علي ميزا قاجار (مدعي ناموفق سلطنت) به انگلستان اختصاص داده و آگاهي هاي تازه اي در باره تشبّث آنان به مقامات دولت انگليس ارائه کرده است. به عقيده سيوري سفر شاهزادگان قاجار نتيجه قابل توجهي، سواي برخي نوشته ها و اسناد جالب، در بر نداشت. از اين بررسي اين نکته نيز آشکار مي شود که تسلط بسياري از دولتمردان سرشناس انگليسي به زبان فارسي براي شاهزادگان قاجار نعمتي مشکور و غيرمنتظر بود.
به نظر نگارنده اين نقد شايد بتوان مقاله مبسوط رودي مًته در باره روابط ديپلوماتيک ايران با امپراطوري عثماني را ارزنده ترين نوشته هاي اين ارج نامه دانست. مقاله مًته عمدتاً به اين پرسش ديرينه مي پردازد که چرا شاه سليمان اوّل نکوشيد تا با بهره جوئي از شکست سپاهيان عثماني در پس دروازه هاي وين در سال 1683 و عقب نشيني آنان، بين النهرين را از عثمانيان بازپس گيرد. اين سرزمين نه تنها بخشي از ميراث شاه اسماعيل اوّل بود بلکه شهرهاي مقدس شيعيان يعني کاظمين، سامره، نجف و کربلا را در بر مي گرفت. پاسخ به پرسش اصلي شايد هيچگاه به درستي روشن نشود. امّا بررسي هاي مًته براي رسيدن به پاسخ نهائي راهي دراز پيموده است. به عقيده وي، دربار صفويه حفظ صلح با عثماني را به سود خود مي دانست به ويژه از لحاظ داد و ستد بازرگاني و باز بودن راه سفر زائران ايراني به مکّه. افزون بر اين ضعف روزافزون سپاهيان قزلباش و امکان اتحاد ميان ازبکان و ترکان عثماني عليه ايران شيعي دربار صفويه را نسبت به آغاز جنگ عليه امپراطوري عثماني به ترديد وا مي داشت. نکته ديگري که از اين بررسي بر مي آيد ابهام در نحوه تصميم گيري سياست خارجي در دربار صفويه است. گزارش هاي نه چندان دقيق تاريخ نگاران اروپائي از سليمان، سلطاني ضعيف و سست اراده و دائم الخمري را ترسيم مي کند که بيشتر اوقات خود را در حرمسرا مي گذراند. گرچه هنوز تصوير روشني از اين پادشاه صفوي به دست نيامده است، امّا، از اسنادي که مًته ارائه مي کند چنين بر مي آيد که وي در تصميم گيري ها نقشي فعّال تر از آن چه تا کنون به او نسبت داده شده ايفا مي کرده است. از سوي ديگر، شايع بوده که صدراعظم وي، شيخ علي خان «تمايلات ضد مسيحي داشته و به تسنّن بي علاقه نبوده است.» (ص 153) افزون براين وي ظاهراً صاحب املاکي در مرز ايران و بين النهرين بوده که در صورت بروز جنگ با عثماني در معرض ويراني قرار مي گرفته است. دستيابي نويسنده مقاله به اين آگاهي ها در باره روابط دربار صفويه و امپراتوري عثماني به يقين بدون بهره جوئي او از منابع متعدد دست اول و دوّم به زبان هاي انگليسي، فرانسه، آلماني، ايتاليائي، فارسي، روسي و لهستاني ممکن نبود.
در پايان کتاب حاضر بخشي نيز به فهرست کتاب ها، تک نگاري ها و مقالات ايرج افشار در فرهنگ ايران زمين اختصاص يافته است. اين بخش و فهرست منابعي که در پايان هر يک از نوشته ها آمده نيز براي پژوهندگان رشته ايرانشناسي بسيار سودمند است. از برخي از خطاهاي جزيي که در پاره اي از ترجمه ها، در حروف چينين و يا در انتخاب نوع حروف رويداده بگذريم، در مجموع اين ارج نامه را مي توان در خور منزلت فرهنگي و مقام علمي ايرج افشار دانست.